باارزش‌ترين نوشته‌ٴ طبي اوست‌.1 انتقادش از پزشكان و داروگران سرانجام‌، به اين منتهي‌ مي‌شود كه اعتقادات فلسفي وتجربي خود را بيان مي‌كند و بار ديگر، برتري تجربه را بر مراجع‌ استناد و استنتاج عقلي شرح مي‌دهد (همين مطلب را در رساله‌ٴ كبير و مجموعه‌ٴ مطالعات فلسفي هم‌ مي‌توان يافت‌). به‌هر حال‌، كتاب اندر باب خطاهاي پزشكان يادداشت‌هاي گوناگون درباره‌ٴ داروها و درمان‌ها دارد، كه تصوير چندان والايي از معلومات طبي او به دست نمي‌دهد.
دو رساله‌ٴ طبي دستوركبير و دستور صغير را بيكن تأليف نكرده‌، يكي از آنها تأليف راجر بارون‌ است‌، و هر دو در 1498، در ونيز چاپ شده است‌.
16. علم تجربي ــ در عظمت بيكن به عنوان فيلسوف اهل تجربه خيلي زياد مبالغه شده ــ او خود آزمايش‌هاي كمي انجام داد و از جهتي روش تجربي را به صورتي كه امروز ما مي‌شناسيم‌، او هرگز نمي‌شناخت‌. بيشتر تحسيني كه از او مي‌شود براساس اظهارات غيرمستند خودش‌ است‌. او هم مانند هم‌وطنش‌، فرانسيس بيكن‌، در سه سده‌ٴ بعد، خيلي توصيه‌ها داشت كه خود عمل نمي‌كرد. ولي چه اهميتي دارد؟ آيا هم چنان كه بارها او اين كار را كرد، سخن گفتن از برتري‌ ارزش و واجب بودن توسل به تجربه و آزمايش ــ در زمان او ــ اقدام بسيار مهمي نبود؟ ( ¿ بخش 15).
يك بخش تمام از هفت بخش رساله‌ٴ كبير به علم تجربي اختصاص داشت‌، و در دو رساله‌ٴ ديگر هم بدان پرداخت‌. او در تميز ميان تجارب نفساني و آزمايش‌هاي خارجي دقيق بود (دانش‌ تجربي معروف او مشهود است‌، دانش نفساني مشهود نيست‌)، ولي بدبختانه بسياري از فيلسوفان بعدي اين تمايز را فراموش كردند. بيكن در وهله‌ٴ اول به آزمايش خارجي يا عيني‌ علاقه داشت‌. بي‌شك بسياري از آزمايش‌هايي كه او عنوان كرده تخيلي است‌، و علي‌ٰرغم تلاش‌ او براي جدا كردن تجربه از جادو، هميشه در اين كار موفق نشده است‌. با اين همه‌، اعتبار اساسي‌ بينش تجربي از آن جا اثبات شده كه هميشه حاضر بود نظريه را فداي واقعيت سازد و به جهل‌ خويش اعتراف كند.
17. فلسفه ــ بيكن فلسفه‌ٴ خود را در شرح‌هايش بر آثار ارسطو، در مابعدالطبيعه اندرباب‌ تحقيق در الهيات (حدود 1266) ــ كه تنها قطعه‌اي از آن در دست است‌، در رساله‌ٴ كبير، و بالاخره‌ در آخرين كتابش به نام مجموعه در مطالعه‌ٴ حكمت‌الهي (1292)، بيان كرده است‌. براي ارزيابي‌ صحيح آن بايد به خاطر داشت كه بيكن فيلسوف به مفهوم دقيق كلمه نبود، تناقض‌هاي ظاهري‌ يا واقعي افكار او ناشي از پيچيدگي ذات او بود، كه نيمي پيشگو و نيمي دانشمند بود.
مراجع مورد استناد عمده‌ٴ او عبارت بود از ارسطو، قديس اوگوستين‌، اسحاق اسرائيلي‌،


1.  ¿ كتاب‌نامه‌.